سيد محمد خالد غفارى

40

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

اختصاص داده بود . . . » . « 1 » طبيعى است كه در چنين شرايط حادّ سياسى و اجتماعى ، دفاع از آرا و عقايد فلاسفه و حكما ، و پا فشارى بر احياى مبانى آيين ايران باستان و معارضهء رو در روى و جسورانه با علما و فقهايى كه وظيفهء دفاع از دين را با تعصّب و حسد و جاه‌طلبى در هم آميخته بودند ، آن هم در سرزمين شام ، در بيخ گوش صلاح الدّين ايوبى و زير آواى چكاك شمشيرهاى مسلمانانى كه براى دفاع از حريم دينشان در نبردى سرنوشت‌ساز با مهاجمان غربى صليبى درگير بودند ، نتيجه‌اى جز مرگ و نابودى به بار نمىآورد . در هر حال ، آنچه از ترجمهء احوال شيخ اشراق ، در دست است - و غالبا مبتنى بر روايت شهرزورى است - در منابع متعدّد « 2 » مكرّر گشته است و نيازى به تكرار آنها نيست و در خاتمهء اين قسمت تنها اين نكته را يادآورى مىكنيم كه كثرت آثار و عظمت انديشه و مقام رفيعى كه سهروردى در علم و حكمت و عرفان بدان نايل گشته و با عمر كوتاهى كه او داشته است ، حاكى از اين حقيقت است كه سراسر زندگى او در تحصيل علم و تهذيب نفس و سير آفاق و انفس گذشته است و نيز از آنچه كه در شرح حال او گفته‌اند و از مواعظ و وصايايى كه در پايان بعضى از آثارش آمده است چنين پيداست كه عشقى سوزان او را همچون گوى گداخته گردانى به هر طرف مىكشانده و در راه كشف حقايق و حلّ رموز و دقايق لحظه‌اى آرام نداشته و ترسى به دل راه نداده است ، به زخارف و مقامات دنيوى بىاعتنا بوده و در خور و خواب به حد اقلّ اكتفا مىنموده است و در عين رياضت و سلوك ، عزمى به عظمت دريا و همّتى به بلندى قلل شامخ كوهساران داشته است . ب ) فلسفهء شيخ اشراق اينك بعد از اشاره به منابع الهام و پيشينهء مبانى فكرى و شرح حال سهروردى ، اصول

--> ( 1 ) ابراهيمى دينانى غلامحسين ، فلسفهء سهروردى ، چاپ اوّل ، انتشارات حكمت ، تهران 1364 ، ص 12 . ( 2 ) رجوع شود به مرأة الجنان يافعى ، وفيات الاعيان ابن خلّكان ، عيون الانباء ابن ابى أصيبعه و تواريخ جديدتر مانند روضات الجنان و ريحانة الادب ، البتّه مهمترين منبع ، همان نزهة الارواح است ( از حواشى 68 مجموعه 3 ، سيد حسين نصر ) .